
کفشها برای راه رفتن
لبها برای بوسیدن
ساعتها برای مردن
بوی برهنه ات را در بطری کوچکی انداختم
دادم دست هفت دریا
وحشی جزیره ای که روی نقشه نیست
با چشمان سرخ زنگارخورده اش
دل ببازد به آن
ساعتها برای مردن وقت دارم
من بوسه ای از ماه ترین پیشانی زمین دزدیده ام
و بر ساحل که راه می روم
کفشهایم را روی شانه می اندازم
دوستت دارم
|¯`'•.¸ سمیـــرا ¸.•'´¯|
اي کاش مي توانستم نشان دهم، I wish l could make you.
که تا کجا دوستت دارم. Understand how l love you
هميشه در جستجو هستم، l am always seeking but
اما نميتوانم راهي بيابم... cannot find a way….
به آن آني در تو عاشقم، l love in you a something
که تنها خود کاشف آنم that only have descovered
آني فراتر از تويي که دنيا مي شنا سد، the you_ which is beyond the
و تحسين مي کند. you of the world that is
آني که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others
آني که هرگز رنگ نمي بازد، a you which is eapecially mine
وآني که هرگز نمي توانم عشق از او بر گيرم. Which cannot evto love

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیست
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشائیست
مرا در اوج می کاهی تماشا کن تماشا کن
غریبی بودم از دیروز مرا امروز آشنا کن
در این دنیا که حتی هم نمی گریند به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده ار آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی ، قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند

پرسيد که چرا دير کرده است؟
نکند دل ديگري اورا اسير کرده است؟
خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تاخير کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است
خنديد به سادگيم آينه و گفت: احساس پاک تو را زنجير کرده است
گفتم از عشق من چنين سخن مگوي
گفت : خوابي سالها دير کرده است
در آيينه به خود نگاه ميکنم آه عشق او عجيب مرا پير کرده است
او براي هميشه دير کرده است....
اینم یه مطلب علمی
بشر پر حرف ترين موجود روي زمين است. اين آمار را اخيرا از سوي پزشکان روسيه منتشر شده.
اين محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در اين مدت انسان 13 سال حرف مي زند، 6 سال غذا مي خورد و 23 سال نيز مي خوابد.
هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا مي خورد. اگر وزن افراد را 75 تا 80 کيلو گرم بگيريم بايد گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا مي خورد. در مدت يک روز يا 24 ساعت 1000 ليتر هوا تنفس مي کند وقلبش در هر 1 دقيقه 80 تا 100 بار مي زند. با اين شرايط قلب انسان در طول زندگيش دو ميليارد و58 ميليون بار بدون وقفه واغلب بدون کوچکترين مشکلي مي زند.
انسان تنها موجودي است که راست قامت است و روي دو پا راه مي رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر مي دارد يعني 7 ميليون قدم در سال. در 70 سالگي تعداد اين قدمها به 500 ميليون مي رسد يعني 500 هزار کيلومتر راه رفته. با اين محاسبات مي توان نتيجه گرفت که هر فرد در طول زندگيش مي تواند 9 بار کره ي زمين را دور بزند و با پاي پياده به کره ي ماه برود با توجه به اينکه فاصله زمين تا ماه 390 هزار کيلومتر است .....
بدن انسان به وسيله ي پوشش شگفت انگيزي محافظت مي شود. اين پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 ميليون ميکروب روي آن مي نشيند و 29 ميليون آن کشته مي شود و پس از 2 ساعت از اين 30 ميليون فقط 7 هزار تاي آن باقي مي ماند.
در بدن انسان بين 2 تا 4 ميليون نقطه ي درد و جود دارد که حساسيت آن نسبت به موقعيت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگيزي دارد و مي تواند گرماي 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتي اگر به تدريج گرم شود در فضاي خشک مي تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند و بالاترين ميزان برودت که بدن قادر به ايستادگي در برابر آن است 27 درجه زير صفر است.
انسان مي تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند. حساسترين عضو بدن چشم است که مي تواند 10 هزار رنگ را تشخيص دهد وبالاخره اينکه نوزادان تا 8 ماهگي دنيا را سياه وسفيد مي بينند.
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورودبه اتاق هتل ،متوجه ميشود كه
ان هتل به كامپيوتر مجهز است
. تصميم مي گيرد به همسرش ايميل بزند
.
نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود وبدون اينكه متوجه
شود نامه راميفرستد . در اين ضمن درگوشه اي ديگر از اين كره خاكي ،زني
كه تازه ازمراسم خاك سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فكركه
شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ
كامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چك كند.![]()
اما پس از خواندن اولين نامه غش ميكند و بر زمين مي افتد
. پسر او با هول
و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود ومادرش را بر نقش زمين ميبيند
ودرهمان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:![]()
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم![]()
مي دونم كه از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي
. راستش انها اينجا
كامپيوتر دارند
و هر كس به اينجا مي آيد ميتونه براي عزيزانش نامه
بفرسته . من همين دليل الان رسيدم و همه چيز را چك كردم . همه چيز
براي ورود تو رو به راهه . فردا مي بينمت .![]()
اميدوارم سفر توهم مثل سفر من بي خطر باشه
. واي چه قدر اينجا
گرمه ...
بعد از مبارزه موفقیت آمیز با اراذل و اوباش، طرح وسیع مبارزه با چکمه آغاز گردیده است.
از آنجائیکه در جهان پا برهنگان تازیان چکمه وجود نداشته است ، لذا حدیثی هم در این باره یافت نمیشود.
در نتیجه اطلاعات عمومی و شرعی ماموران در باره چکمه بسیار نافص است.
سردار خان برای حل این مسئله حیاتی پس از مذاکره مفصل با با علمای اهل فن جزوه ای را چاپ و در اختیار یک یک ماموران انتظامی قرار داده است تا با کمک آن بتوانند طرز برخورد با چکمه پوشان را بیاموزند.
این جانبه بعد از تلاش بسیار و پرداخت پول چائی موفق به دریافت یکی از آنها شدم که در این سایت بطور اختصاصی نقل میکنم.
نوع نوک تیز و خطرناک
با صاحب این نوع چکمه تنهائی برخورد نکنید زیرا که با لگد کوچکی با نوک این چکمه از پا در خواهید آمد.
برخورد حداقل توسط سه نفر دو تا از پشت و نفر سوم از جلو که از پایش در بیاورد و روانه خانه اش کند.
در صورت مقاومت استفاده از اسلحه مجاز است
چکمه بسیار محرک و حرام
خورد با این نوع چکمه پوشان فقط توسط مامورین زن مجاز است. در صورت نبودن مامور زن...ماموران مذکر چشمان خویش را درویش نمایند.
طرز درویش نمودن چشمان...در جزوه بعدی!
چکمه مکروه
بحال خودشان بگذارید تذکر کوتاه کافیست. البته پوشیدن این نوع چکمه فقط با گواهینامه پایه 1 رانندگی مجاز میباشد.
دو نوع چکمه حرام
البته نوع بند دارش بسیار تحریک کننده است . بشدت برخورد کنید.
نوع بی بندش اگر زیر چادر باشد بلا مانع است...بشرطیکه سیاه باشد و دیده نشود.
چکمه سوار کاران
سوار کار را دستگیر کنید ولی به اسب کاری نداشته باشید زیرا که سر و کله زدن با انجمن حمایت حیوانات در سر دارد.
خوشبختانه انجمن رسمی حمایت از زنان نداریم
چکمه نا محرک
هیکل زنان را خپل میکند و محرک نیست ،البته رنگ سیاه یا قهوه ای آن مستحب تر است .
چکمه حلال
این نوع چکمه همراه با باقی تن پوش بسیار حلال است، بطوریکه میبینید شلوار در داخل چکمه است ولی محرک نیست.
برخلاف تصویر بعدی!
چکمه بسیار حرام
بشدت برخورد کنید صاحبش را لای نمد بپیچید و به کلانتری ببرید.
زدن چند ضربه شلاق بسیار مستحب است...میدانید که به کجاش
چکمه پاسدار باشی یا همون چکمه قلچماقی
بسیار بسیار حلال ، از برکت چنین چکمه هائی من سردار شدم تا امر به معروف کنم و دمار از روزگار منکر در بیاورم.
و صد البته تشخیص معروف و منکر نیز با من است.
چکمه حشری
رفتار سوئی با صاحبش نکنید. یکراست بیاوریدش نزد من تا خدمتش برسم.
جدید ترین خبر چکمه ای
طبق فتوای وزارت ارشاد اسلامی دستور حذف نقشه ایتالیا از کلیه نشریات و بخصوص کتاب های درسی صادر گردید.
دادگاه رسمیست ...
متهم را به جایگاه بیاورید ...( متهم را به جایگاه آوردند )..
سوگند یاد کن به کتاب مقدس که همواره حقیقت را بگویی... سوگند یاد میکنم به نام عشق که هر چه به نام عشق باشد حقیقتی بیش نیست چرا که والاتر از آن نیافتم و خدا نیز عشقیست بزرگ ...
کیستی ؟ ... عاشقی کهنه کار ..
.جرمت ؟ .. دوست داشتن ...
همین ؟ ............ آری
جرمیست بس بزرگ دوست داشتن نامهربانی در این دنیای بی رحم و بی احساس ...
پس می پذیری ؟... چیزی برای انکار ندارم عشقم از هر ذره ی وجودم هویداست ...
مجازاتش کنید... اعدام .. ( چوبه ی سرد دار...معشوق و عاشق )
آخرین حرفت چیست ؟... سکوت... سکوت ... سکوت...
فریاد میکند : آمدم به نام عشق ... می روم به نام عشق شاید تو روزی بدانی راست گفتم آن روز زیر باران که گفنم :
مهربانم دوستت دارم
عزیزترینم ..
میدانم پر از دلتنگی هستی ..
میدانم که تنهایی ..
و تکرار این همه تکرار بر قلبت چنگ میزنند ..
گاهی امید از تو میگریزد ..
وگاهی ترس سر در پی تو میگذارد ..
میدانی گلم ..
زندگی سرشار از تناقض است ..
و تکرار ها در تکامل تو نقش دارند ..
اما این بار من در کنارت هستم ..
بخدا که من هم خسته ام ..
خسته از بیهوده بودن ..
از تضاد ها دیگر خسته شدم ..
تو برایم نسیمی هستی ..
که گرده افشانی امید هایم را به عهده دارد ..
بگذار با تو به فردا برسم ..
بگذار فردا را در نگاه تو دریابم ..
بگذار دل شکسته ی من با دل تو یکی شود ..
میخواهم در آغوش تو مرحم زخم دل تب دارم را جستجو کنم ..
مبادا مرا نفرین کنی ..
که نفرین هم از من گریزان است ..

چشهایم را باز میکنم
صبح شده است
من بیدارم
بیدارتر از همیشه
لبخند می زنم
پس از سالها اندوه بی حاصل
سلام میکنم
به خودم، به خدا و به زندگی . .. .
صورتم را میشویم
از تمامی نقاب ها ،نقش ها و . . .
دستانم را باز میکنم تا زندگی ام را اندازه بگیرم
وسیعتر شده
وسیعتر از همیشه
خوب است
احوالم را می گویم .. . .
جمع میکنم و به کناری میگذارم
هم رختخوابم را و هم خاطرات گذشته را
مزاحمند .. .
می نوشم
چای ام را همراه طعم شیرین آزادی ...
صبح شده است
یک صبح دل انگیز بهاری
. . .
. ..
..
بر میخیزم
زندگی شروع شده است
. ..
تو هم بر خیز
درنگ مکن. .
دیر می شود
.. .

تو جاده عشق همراه من شد
دستم را گرفت،همسفر من شد
چشمهایش را دوخت به چشمهایم
از عشق و احساسش گفت برایم
باران مهرش بارید بر دلم
گل عشق شکوفه زد در وجود من
چه زیبا بود لحظات با تو بودن
ای همسفر خوب من
کاش خسته نمی شدی از راه
رها نمی کردی دستهایم را
تو نیستی و...
تنها خیال توست اینجا
رفتی و شکستی این دلم را
هنوزم عاشقم ای رفیق نیمه راه
حالا تنهایی،توی جاده عشق
بدون تو...
نمی دانم رهسپار کجام![]()

« نوروز »
شاید دویدن در کوچه های خاکی شهر باشد
پیشاپیش بادبادکی که پرواز نمی کند
و دلهره یُ گم شدن عیدانه ها
در جیب های کم عمق کت و شلوارهای آهار دار نو
« نوروز »
شاید جست و خیزی شادمانه باشد
در بستر علف های تازه رو
در همهمه ی آش رشته
و هیاهوی کاهو سکنجبین
در روز دردانه« سیزده بدر»
« نوروز »
شاید دست هایی باشد
چفت شده در هم
و پچ پچ رازهای ناگفته
در کوچه های خلوت پیچاپیچ
« نوروز »
شاید سفری دو نفره باشد
پر از دلهره ی قهر
و اشتیاق آشتی
و چیدن چاغاله های نارس بادام
از باغ های غریبه ی ممنوع
« نوروز »
شاید همه چیز باشد
از شیرینی گس کودکی
تا تلخی مؤقر موهای نقره ای
نوروز شاید رویای مکرری باشد در خواب؛
« خواب زندگی»
عیدتون مبارک![]()
سال جديد بر ايرانيان عزيز
مبارك باد
اينم يه سفره هفتسين در خليج
نيلگون همیشه فارس

اينم نمونه اي از سفره هفتسين ايرانيان
از افتخاراتم ايراني بودنم است

و اين هم يك بانوي اصيل ايراني با لباس هاي
اصيل
اينم يه تاريخچه كوتاه از عيد باستاني ايرانيان
تاريخ مراسم باشکوه عيد نوروز به جمشيد شاه بازمي گردد. او که در زمان سلطنت در آباداني ِ ايران و آسايش خاطر ِ مردم از هجوم بيگانگان ، نقش بسياري داشت.
اين گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهاي زرتشت نامي برده نشده و تنها در يکي از يشتها بنام فروردين يشت ، ذکر و ستايش اين گاه نگاشته شده ) پس از جمشيد شاه سال به سال بر اهميت و فراگيري آن افزوده شد.
در زمان هخامنشيان و ساسانيان نوروز بعنوان سنتي فراگير و بسيار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه هاي مردم عامه ( نه فقط زرتشتيان ) اجرا مي شده.
با ورود فرهنگ اسلامي و تطبيق فرهنگ ايران ِ زرتشتي با اسلام ، برداشتهاي اسلامي از سنتهاي ايراني از جمله نوروز صورت گرفت. از آنجمله از زبان و قلم انديشمندان اسلامي رفت که : خداوند حضرت آدم را در اول فروردين آفريد و پيامبر گرامي اسلام ، حضرت علي (ع) را در اين روز در دشت غديرخم به امامت و ولايت معرفي کرد و ...
به اين ترتيب نوروز و صدها سنت اصيل ايراني به مدد فرهنگ تطبيقي خاص ايران به سنتهاي اسلامي وارد شد.
اسطوره ها ، رسوم و فلسفه ي آنها :
نياز به تولدي دوباره ، پاک شدن از آلودگي ها و اشتباهات ِ گذشته و شروع ِ يک زندگي ِ نو در وجود آيين زرتشت و ايران ِ باستان بصورت اعتقاد به يک نقطه عطف خاص يعني آفرينش متمرکز شده است.
طبيعت پس از گذران ِ دوره اي سرد و بي محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفريده مي شود. ( در اسلام و همچنين عرفان ِ اسلامي موضوع خلق مدام ، منطبق با اين عقايد ايران باستان است ) انسان نيز بايد بعنوان يکي از مخلوقين ِ الهي سعي کند همراه طبيعت به رستاخيز برخيزد.
ماه فروردين را ماه ِ فَروَهَرها يا فَروَشي ها مي نامند. و آن عيد اموات است. درين ماه بدليل رستاخيز ( نو شدن ِ موقت دنيا ) پرده ي ميان زنده گان و مردگان به کناري رفته و ارواح ِ نيک ِ درگذشتگان به ملاقات ِ زندگان مي شتابند. رسم معروف قاشق زني ، نيز از همين اعتقاد نشات مي گيرد. ارواح ِ نيک بصورت افرادي که رويشان پوشيده ست به پشت در خانه هاي زنده ها آمده و زنده ها نيز به آنان به رسم يادبود و برکت هديه اي مي دهند. و نيز تميز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحويل سال براي رضايت خاطر و هدايتِ فرورها ست.
در روز ابتداي فروردين ، که بنام ِ پاک و برکت دهنده ي اهورامزدا( خداي پاک ) مزين شده است ، خورشيد وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفريده مي شود.
ايرانيان قديم براي استقبال از سبزي ِ بهاران ، 25 روز مانده به فروردين بر 12 ستون ِ خشتي يا سنگي سبزه مي کاشتند. ( 12 ستون ، اشاره به اعتقاد ِ کهن ِ قرار گرفتن ِ جهان بر روي 12 ستون )
ششمين روز ِ فروردين که بنا به نظرات بسياري محققان و موبدان زرتشتي ، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است ، به نوروز ِ بزرگ معروف است. (آورده اند که در بامداد ِ آن روز به کوه ِ بوشنج شخص ِ خاموشي که دسته اي از گياهان ِ خوشبو در دست دارد ساعتي نمايان است ، سپس پنهان مي شود و تا سال ِ ديگر در همين هنگام ديگر نمايان نمي گردد.)
و نيز :
در اين روز مردم به يکديگر آب مي پاشند و دليل ِ آن همان خود شستن و پاکيزگي ست.
پارسيان در تمامي روزهاي فروردين خانه هاي خود را چراغاني کرده و چوبهاي خوشبو مي سوزانند و شمع ها را روشن نگاه مي دارند.
خوانچه اي پهن مي کنند که بر آن هفت چيز که نامشان با حرف ِ سين شروع شده باشد مي گذارند (هفت سين). مانند :
سبزه : نمودار ِ گلهاي زيبا و زينتي ، سرسبزي و خرمي .
سيب : ميوه اي بهشتي و نماد ِ زايش .
سمنو : از جوانه ي گندم ، نمود رويش و برکت .
سنجد : بوي برگ و شکوفه ي آن محرک ِ عشق و دلباختگي ست.
سكه : نشانه بركت در سفره ايرانيان
سماق : نمودار طراوت و تازگي و نعمت هاي فراوان است
آينه و شمع بر سر سفره هفت سين نيز نماد ِ نور و روشنايي و شفافيت است.
معمولا تخم مرغ نيز بر سر سفره ي هفت سين هست که نماد ِ نطفه و باروري و زايش است. نيز در اساطير ِ ايران ، جهان ، تخم مرغي شکل است ، آسمان چون پوسته ي تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمين است.
ماهي:ِ زنده نيز نماد سرزندگي و شادابي ست.

و اين هم تصاويري از هفت (سين)زيبا در سفره مقدس عيد باستاني
سبزه
سيب
سنجد

سمنو
سكه
سماق

سير

آينه 
ماهي
اين هم قرآن كريم
سال نو مبارك

سلام ![]()
میدونم دلتون برای من تنگ شده بود ![]()
دلتنگی تموم شد من اومدم گلم ![]()
خیلی دیگه خودمو تحویل گرفتم ![]()
تبليغات ايرانسل : با صداي رسا بخونيدش
کلاسهای آمادگی برای آقايان (من شرمندم ولی اصولا حقیقت تلخه!!!!!!!!!!!)
موضوع دوره: رسيدن به سطح هوشی يک خانم (کامل شدن)![]()
هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دايم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند.
برنامه: 4 واحد اجباری
واحد 1 : کلاسهای اجباری
1. بياموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنيم.(2000 ساعت)
2. زن من مادر من نيست.( 350 ساعت)
3. تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت)
4. می فهمم که فوتبال ورزش نيست و رونالدو يک ابله است.(500 ساعت)
5. زن من پرستار من نيست.
6. زن من کلفَت من نيست.
واحد 2 : زندگی مشترک
1. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(50 ساعت)
2. من ديگر به دوره های دوستانه ی زنم دوره ی احمقها نمی گويم.( 500 ساعت)
3. ترک اعتياد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلويزيون.( 550 ساعت)
4. من ديگر سر پا ادرار نمی کنم. من پيشرفت کردم و تکبر را کنار گذاشتم....( تمرين عملی همراه با نوار وي ديو 100 ساعت)
5. من ديگر دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نمی گيرم.
6. چگونگی انتقال لباسهای کثيف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها.
( 500 ساعت)
7. چگونگی بهبود يافتن از سرماخوردگی بدون از دست دادن اميد به زندگی.
( 200 ساعت)
8. چگونگی به تنهايي لباس پوشيدن،به تنهايي لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباسها.
واحد 3 : تفریح و سرگرمی
1. اتو کشی در دو مرحله:
الف) يک پيراهن در کمتر از 2 ساعت
ب ) تکرار با ديگر لباسها ( تمرين عملی)
2. تميز کردن خانه... فعاليتی مطلوب و دلپذير.
3. فراموش نکردن بيرون بردن زباله ها.
4. به خاطر سپردن معنای جاروبرقی: وسيله ای برای تميز کردن خانه که گرد و خاک و آشغالها را جمع می کند.( برای استفاده ی بهتر به بخش 1 واحد 4 توجه کنيد.)
5. چگونگی استفاده از دستمال گردگيری.
6. جمع کردن خرابکار يها بعد از انجام تعميرات در خانه.
7. بياموزيم معادل زنانه ی + نشستن جلوی تلويزيون ; ، + ايستادن کنار اجاق گاز; نيست.
واحد 4 : کلاس آشپزی
سطح 1 (مقدماتی): وسايل خانه:
ON : روشن کردن دستگاه
OFF: خاموش کردن دستگاه
سطح 2 ( پيشرفته): درست کردن اولين سوپ آماده بدون سوزاندن آن.
( تمرين عملی: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانيد.)
سطح 3 ( تخصصی): درست کردن چای بدون فراموش کردن آب و چای، و دم کردن آن داخل قوری و نه کتری.
سطح 4 ( عالی): تعارف کردن چای بدون اين که نصف آن در نلبکی بريزد.
مهلت ثبت نام: هر چي زودتر بهتر
به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی ، می میری اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم ؛ تا کنار من نسوزی
از دلم نمی ری عمرم نفسامی که هنوزی
تو رو محض لحظه هامون که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد
تو كه تنها نمي موني من تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها كن
دست تو اول عشق بپسرش به آخرين مرد
مردي كه پشت يك ديوار واسه چشمات گريه مي كرد
یک روز می بوسمت فوقش خدا منو میبره جهنم!
فوقش می شم ابلیس!
اون وقت تو هم به خاطر اینکه یه ابلیس تو رو بوسیده جهنمی می شی!
جهنم که اومدی من اونجا پیدات می کنم!
و دور از چشم خدا هروز می بوسمت!
وای خدا چه بهشتی می شه جهنم!![]()

ای عشق من ، ای عزیزترینم:
چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من شدی .
پس:
برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق من بخشندگیست
بمان ودوستم داشته باش.

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی
می دونم خوب می دونی تو تارو پود و ریشمی
تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من
چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیال من نبود دوباره عاشقی کنم
ممنونم اجازه دادی تا دوباره زندگی کنم
نمی دونم چی بگم تا باورت شه جونمی
توی این کابوس درد،رویایه مهربونمی
وقتی حتی پیشمی دلم تنگ میشه باز
عشق تو توی لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم
نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم
ممنونم که بچه بازیهام رو طاقت می کنی
هر چقدر که بد میشم اما تو نجابت می کنی
هر کجای دنیا که باشم بامنی و بر منی
نگران حال و روزم بیشتر از خوده منی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

زير اين طاق کبود يکي بود يکي نبود
مرغ عشقي خسته بود که دلش شکسته بود
اون اسير يه قفس شب و روزش بي نفس
همه ي آرزوهاش پر کشيدن بود و بس
تا يه روز يه شاپرک نگاهشو گوشه اي دوخت
چشمش افتاد به قفس، دل اون بد جوري سوخت
زود پريد روي درخت، تو قفس سرک کشيد
تو چشم مرغ اسير غم دل تنگي رو ديد
ديگه طاقت نياورد، رفت توي قفس نشست
تا که از حرف هاي مرغ، شاپرک دلش شکست
شاپرک گفت که بيا تا با هم پر بکشيم
بريم تا اون بالا ها سوار ابر ها بشيم
يه دفعه مرغ اسير نگاهش بهاري شد
بارون از برق چشاش روي گونه ش جاري شد
شاپرک دلش گرفت وقتي اشک اون رو ديد
با خودش يه عهدي بست نفس سردي کشيد
ديگه بعد از اون قفس رنگ تنها يي نداشت
توي دوستي شاپرک ذره اي کم نمي ذاشت
تا يه روز يه باد سرد ميان قفس وزيد
آسمون سرخ آبي شد سوز برف از راه رسيد
شاپرک يخ زد و يخ، مرد و موندگار نشد
چشماشو رو هم گذاشت ديگه اون بيدار نشد
مرغ عشق شاپرک رو به دست خدا سپرد
نگاهش به آسمون تا که دق کردش و مرد
* تو در جايى هستى كه آفتاب طلوع مى كنه تاريكى به پايان مى رسه . تو تنها عشقى هستى
كه در قلب من خونه كردى . ولنتاينمون مبارك
* بعضى روياها نسبت به بقيه طولانى ترند . بعضى ها هم قشنگتر . طولانى ترين و قشنگترين
روياى من الان داره اين sms رو مى خونه . ولنتاينمون مبارك روياى من
* قاب عكستو زدم جاى ساعت ديوارى . از اون موقع به بعد تو شدى تمومه لحظه هام .
* مى دونى چقدر دوست دارم؟ اندازه همه ستاره هاى آسمون درختاى جنگل ها
آدماى دنيا آبهاى اقيانوس ها و نور خورشيد دوست دارم . ولنتاين مبارك
* عشق بزرگم معنىِ زندگيم روشنىِ دنياى تاريك من آفتاب دنياى سرد من
ولنتاين مبارك چشم مشكى من
* دوسط دارم دوثت دارم دوصت دارم دوثط دارم دوصط دارم دوست دارم .
i love u . seni seviyorum همه جوره دوست دارم

* تنها آرزوى دلم تنها دليل بودنم تنها نشاط زندگيم تو هستى بهترين . ولنتاين مبارك
* اگه آسمون كاغذ دريا يه شيشه مركب مى شدن بازم براى نوشتن احساسات من نسبت
به تو كافى نبودن . خيلى دوست دارم .Happy Valentine
* اگه به اندازه ى دوست داشتن من قطره هاى بارون مى باريد اونوقت دنيا رو سيل مى گرفت
دوست دارم يكى يدونه . ولنتاينت مبارك
* كاش مى شد پرنده مى شدم و پرواز مى كردم همه ى موانع رو مى گذشتم به تو مى رسيدم تو را در آغوش مى گرفتم و مى بوسيدم . اين بهترين هديه براى منه . ولنتاين مبارك

* ديروز امروز فردا . تا آخر زندگيم كنارتم . وقتى احساس تنهايى كردى دستت رو بذار
رو قلبت . من هميشه تو قلبتم . عشق من ولنتاينمون مبارك
* هستى من اميدوارم غم و ناراحتى مثل يه ستاره از ما دور شادى مثل نفس به ما
نزديك باشه و خوشبختيمون جاودانه باشه . روز عشق رو بهت تبريك مى گم عشق من
* به اين فكر افتاده بودم كه براى چى به اين دنيا اومدم كه تو رو ديدم و با تو آشنا شدم
و فهميدم دليل بودنم در اين دنيا تو هستى . دنياى من ولنتاينت مبارك
* اگه عشق يه قطره آب بود اقيانوس ها رو برگ بود همه ى جنگل ها رو ستاره بود
همه ى كهكشان رو به تو مى دادم . اما فقط مى تونم قلب عاشقم رو به تو هديه كنم .
* توى اين دنياى بى ارزش تو براى من با ارزشترينى . HAPPY VALENTINE
* تا وقتى كه تو توى قلب من هستى نه كسى رقيب توست و نه تو رقيب كسى هستى چون تو براى من هميشه يه دونه اى عشق من . ولنتاينمون مبارك
پسر اولی: پسر بازم امسال خل نشی و يه شبه كل حقوق يه ماهت رو براش خرج كنیها!!! از من ياد بگير! هر سال يه هفته قبل از ولنتاين باهاش قهر ميكنم كه خرج رو دستم نيفته! دو روز بعد از ولنتاين هم دوباره بهش زنگ ميزنم و باهاش آشتی ميكنم!!!
پسر دومی: آخه نميشه كه مهدی جون! حداقل يه دسته گل بايد براش بخرم و شام ببرمش بيرون! اگه امسال گردنبند براش نخرم كه تا دو سال باهام حرف نميزنه! گردنبند بدون گوشواره هم كه خوبيت نداره!
دختر اولی: ای بخشكی شانس!! ولنتاين رسيد و من هنوز هيچكی رو پيدا نكردم كه خرش كنم تا برام كادو بخره!! امسال خوردم به پيسی!!
دختر دومی: نگران نباش بابا! ماشالا خر زياده! از من ياد بگير! هر سال دو تا دو تا كادو ميگيرم!! بهت قول ميدم يه خورده زرنگ بازی در بياری تو هم امسال مثل من دو تا كادو ميگيری!
شاگرد رستوران: اوسا؟ اين غذاهايی كه اضافه مونده رو چيكار كنيم؟
صاحب رستوران: بذار تو يخچال دو سه روز ديگه كه ولنتاين ميشه اينجا شلوغ ميشه استفاده ميكنيم!
شاگرد گلفروش: آقای گلزاری؟ اين گلها داره پلاسيده ميشه! بريزمشون دور؟
گلفروش: چی چی بريزيشون دور؟؟! همين ها رو يكی دو روز ديگه که ولنتاين رسيد مردم تو صف واميستن كه دو سه برابر قيمت بخرند!!
سرباز اولی: حسينی؟ جناب سروان بهت مرخصی داد بالاخره؟
سرباز دومی: نه! هرچی بشش التماس كِــردُم كه بايد برُم شهرستون عروسی خالومون، تو جلدش نرفت كه نرفت! گفت كه بايد بمونی اين هفته سرمون شلوغه! بايد عشاق رو بگيريم بندازيم توی مينی بوس!
طلافروش اولی: آقای جواهريان؟ به نظر شما اين همه جنس بنجل توی انبار داريم چيكارشون كنيم؟
طلافروش دومی: كاری نداره كه عزيز من! همه رو بيار بزار تو ويترين... بهت قول ميدم اين دو سه روز آبشون ميكنی!!
دو روز بعد از ولنتاين:
شاگرد گلفروش: آقای گلزاری! راست ميگفتی ها!
شاگرد رستوران: اوسا! شما راست ميگفتين ها!
طلافروش اولی: آقای جواهريان! راست ميگفتی ها!
سرباز اولی: جناب سروان راست ميگفت ها!
پسر دومی: مهدیجون راست ميگفتی ها! عجب خريتی كردم!
دختر دومی: ديدی راست ميگفتم! خر زياده!!!
مهرباني و صداقت تو درست به ظرافت گلبرگ هاي يک گله نوشکفته است که براي يه پروانه خسته بهترين جاي رسيدن به آرامشه

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟
گفت: جايي که ميري مردمي داره که
مي شکننت نکنه غصه
بخوري من همه
جا باهاتم
. تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم
که همراهيت کنه
!!!
!!
!

Happy your birthday Samira hope to be healthy and wealthy all over your life
اینم یه کیک خوشمزه واسه سمیرا خانم![]()

فقط ببخشید شمع کم داشتیم
شما بی زحمت هر یه شمع رو ۳ تا حساب کنید![]()
از بهشت برميگردم، همخوابگي با مهوشان پاداش بندگيم بود.
وه كه بوي تنت را هيچ حورياي نميداد!
رغبت بوسه هيچيك را نداشتم.
فقط رفتم كه خدا بدهكارم نباشد.....

هميشه همراهم هستي.
مثل نام
جاي خالي
مثل نام خانوادگي
جاي خالی
مثل نام پدر
جاي خالي
مثل شماره شناسنامه
جاي خالي
مثل سال تولد
جاي خالي
جاي خاليت
خالي است

تصور کردنت ساده است.
به هر شکل که خودم میخوام.به شکل یه آشنای دور یا شکل یه دوست نزدیک.
تصورت میکنم توی یه لباس سفید.سبزی چشم های قشنگت بیشتر به چشم هام میاد.
چقدر ساده و چه صمیمی!
می تونم هر چقدر میخوام نگاهت کنم و تو همونطور زیبا و دوست داشتنی بدون کوچکترین حرکتی بی اجازه ی من به من زل زدی.
می تونم هر قدر که دوست دارم بهت بگم دوست دارم!
این دوستت دارم ها رو مدتی هست که دارم با خودم یدک می کشم.مثل یه امانتی که منتظرم یه روز به صاحبش برسونم.
چقدر توی خیال قشنگ تری!زیبا و معصوم!
حتی در حد یک نگاه!
توی نگاهت همه چیزم رو می بازم...
راستی چرا توی دنیای به این بزرگی تو شدی گمشده ام؟!
پیدا کردنت خیلی سخت بود برام.اما حالا واسه همیشه دارمت!
چقدر نزدیکی به من و چقدر دور!
چقدر دوست داشتنی و چه دست نیافتنی!