تبليغاتX
ღ♥ღدختروپسر(حرفای خودمونی) ღ♥ღ
عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد، و تو نگاه نگران مادر، نه تو دستاي منتظر يه غريبه.!!


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت 10:9 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

ليلی زير درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ

گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت

دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند

انار کوچک بود. دانه ها ترکيدند. انار ترک برداشت

خون انار روی دست ليلی چکيد

ليلی انار ترک خورده را از شاخه چيد. مجنون به ليلی اش رسيد

خدا گفت: راز رسيدن فقط همين بود



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 15:14 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

دلم را سپردم به بنگاه دنيا  و هی آگهی دادم اينجا و آنجا
 و هر روز / برای دلم مشتری آمد
و هی اين و آن/ سرسری آمد ورفت
 ولی هيچ کس واقعا / اتاق دلم را تماشا نکرد
  دلم قفل بود / کسی قفل قلب مرا وا نکرد
 يکی گفت:  چرا اين اتاق  پر از دود و آه است
 يکی گفت: چه ديوارهايش سياه است!
  يکی گفت:  چرا نور اينجا کم است
 و آن ديگری گفت: و انگار هر آجرش / فقط از غم و غصه و ماتم است!
 و رفتند و بعدش / دلم ماند بی مشتری
 ومن تازه آن وقت گفتم:  خدايا تو قلب مرا می خری؟
 و فردای آن روز / خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه / پشت خود بست
 و من روی آن در نوشتم:  ببخشيد، ديگر / برای شما جا نداريم
 از اين پس به جز او / کسی را نداريم


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 16:23 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست . . .
تا بداني نبودنت آزارم مي دهد . . .
لمس  کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان . . .
كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد
لمس کن گونه هایم را که خيس اشك  است و پُر شیار . . .
لمس کن لحظه هایم را
. . .
تویی که نمی داني من كه هستم٬
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن . . .  
 


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 14:32 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

                                 مرده ام در کوچه هاي بي کسي  

 سنگ قبرم را نمي سازد کسي

سوختم خاکسرم را باد برد

بهترين يارم مرا از ياد برد

 زندگي کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد 

  و قلب ها گرامي تر از آنند که بشکنند

 آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند

و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 12:26 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.


گفتي كه به احترام دل باران باش             باران شدم و به روي گل باريدم

 گفتي كه ببوس روي نيلوفر را               از عشق تو گونه هاي او بوسيدم

 گفتي كه براي باغ دل پيچك باش                      بر ياسمن نگاه تو پيچيدم

 گفتي كه براي لحظه اي دريا شو             دريا شدم و تو را به ساحل ديدم

 گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش           مجنون شدم و ز دوريت ناليدم

 گفتي كه بيا و از وفايت بگذر                   از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم

گفتم كه بهانه ات برايم كافيست                   معناي لطيف عشق را فهميدم



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 17:25 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.


 آنگاه كه غرور كسي را له مي كني

آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني

 آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني

 آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري

 آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي

 آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي انگاری

 مي خواهم بدانم دستانت را به سوي كدام آسمان دراز می کنی

تا برای خوشبختی خود دعا کنی

 

 



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 17:16 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 13:7 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 14:14 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

سنگين گذشت لحظه از هم جدا شدن، اين بود انتهاي آشنا شدن
                       ما را به باد سپردند مثل ابر ، دردآور است در دل توفان رها شدن
 
وقتي دلي براي تو آينه مي شود، انصاف نيست دشمن آينه ها شدن
                     وقتي سكوت حنجره را فتح مي كند، ديوانگي است فرضيه همصدا شدن
 
افسوس مي خورم كه چرا اين دريچه ها، هر روز دلخوشند به رؤياي وا شدن
                        ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد، ايمان بياوريم به از هم جدا شدن

                      



لينك ثابت نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت 13:29 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

كاش ما را با عزيزان آشنايي ها نبود،

                                                   يا اگر بود اين همه درد جدايي ها نبود
كي روا باشد زغن در باغ و بلبل در قفس،

                                                   كاش در كار بشر اين ناروايي ها نبود
خنده هاي آشنايي گريه ها دارد ز پي،

                                                    اي خدا چون بود اگر اين آشنايي ها نبود
خانه جان من وتو پرتو مهتاب داشت،

                                                    گر در اين آينه زنگ بي صفايي ها نبود
ناز معشوق از نياز عاشقان بالا گرفت،

                                                    ورنه پاداش محبت بي وفايي ها نبود
خودپسندي قطره را از وصل دريا دور كرد،

                                                    سر سبز حق مي شد اگر خوستايي ها نبود



لينك ثابت نوشته شده در شنبه 7 مهر1386ساعت 15:6 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

همزبون خوب من يه ماهي قشنگ بود                   ولي امروز ميدونم دلش هميشه تنگ بود

ماهي تنگ بلور سنگ صبور من بود                               زندون تنگ ماهي تنگ بلور من بود

چشماش يه حرفي ميزد انگار يه چيزي كم داشت        اون پولكاي روشن رنگ غبار غم داشت

 واي كه نميدونستم تاب قفس نداره                            يه روز رفتم سراغش ديدم نفس نداره

براش گريه ميكردم ولي چشماش نميديد                  انگار تو اون لحظه ها خواب دريا رو ميديد

 انگار ميگفت كه ماهي توي دريا قشنگه                           ماهي تنگ بلور يه ماهي دل تنگه



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 22:1 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

عاشق                           عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@   نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل
از
ت


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 15:50 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

دست ها بالا بود
هر کس سهم خودش را طلبید
سهم هر کس که رسید داغ تر از دل ما بود
نوبت من که رسید
سهم من یخ زده بود
سهم من چیست مگر
یک پاسخ
پاسخ یک حسرت
سهم من کوچک بود
قد انگشتانم
عمق آن وسعت داشت
وسعتی تا ته دلتنگی ها
شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت 23:9 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

سلامي به گرميه گروه گرمتان

سحر هستم ۲۱ ساله از قم و در يه شركت كامپيوتري تدريس مي كنم

به تازگي وارد گروه صميميتان شدم.

امیدوارم که منو تو جمع صمیمی تون بپذیرید

با تشكر از مدير گروه "امير خوبم"



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 23:46 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.

پاييز هيچ حرف تازه اي براي گفتن ندارد

 با اين همه وقتي از منبر باد بالا مي رود درخت ها چه زود به گريه مي افتند



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 23:41 .|¯`'•.¸ سحــــر ¸.•'´¯|.


online ارسال PM به اميـــــر