تبليغات ايرانسل : با صداي رسا بخونيدش

ای عشق من ، ای عزیزترینم:
چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من شدی .
پس:
برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق من بخشندگیست
بمان ودوستم داشته باش.

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی
می دونم خوب می دونی تو تارو پود و ریشمی
تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من
چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیال من نبود دوباره عاشقی کنم
ممنونم اجازه دادی تا دوباره زندگی کنم
نمی دونم چی بگم تا باورت شه جونمی
توی این کابوس درد،رویایه مهربونمی
وقتی حتی پیشمی دلم تنگ میشه باز
عشق تو توی لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم
نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم
ممنونم که بچه بازیهام رو طاقت می کنی
هر چقدر که بد میشم اما تو نجابت می کنی
هر کجای دنیا که باشم بامنی و بر منی
نگران حال و روزم بیشتر از خوده منی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دلم برای کسی تنگ است....
دلم نمی خواهد دلایل اندوهم را بررسی کنم. زندگی همین است که هست. با
دلتنگی ها خو میکنم.
وقتی كه دیگر نبود!
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی كه دیگر رفت
من به انتظار نشستم.
وقتی كه دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی كه او تمام كرد
من شروع كردم
وفتی او تمام شد........من اغاز شدم.
و چه سخت است تنها متولد شدن..
مثل تنها زندگی كردن
مثل تنها مردن!
دستانت دیگر مرا گرم نمی کند
و نگاهت خالی ست . بی هیچ مفهومی ...
دود چشمانم را آزار می دهد
فقط بگذار بخوابم . بی هیچ رویایی...
و تمام نفس هایم را هدر دهم .
دیگر کسی نیازی به نگاه منتظر من ندارد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خداوندا تو هرگز نامه معشوقه ای خواندی
که بنویسد تویی دینم تویی جسمم تویی جانم
ولی فردا همان فردا که آغاز جدایی هاست
بگوید کن فراموشم نمیخواهم پشیمانم
و تو مانند مرغ نیم بسمل پر زنی بر خاک
و شعرت نامه ات ، آتش زند بر پیکر افلاک
خداوندا ، تو یک شب تیشه مردانگی بردار
و از ریشه بر افکن این درخت عشق و مستی را
و خواهی دید با محو کلام دوستت دارم
تو خواهی داد بر باد فنا بنیاد هستی را
وز آن پس هر دلی را کردی از عشق بتی دلشاد
به آن درس وفا هم در کنار عشق خواهی داد
![]()
![]()
![]()
![]()
برای تمام آن ساعتی که در کنارم ایستادی.......
برای تمامی لذاتی که به زندگی ام آوردی
برای همیشه سپاسگذار تو خواهم بود
تو سربلندم کردی وهرگز اجازه سقوط ندادی......تلاشم را تو می دیدی
تو نیروی من بودی وقتی دیگر توانی نداشتم
تو صدایم بودی وقتی از گفتنم می ماندم
تو چشمانم بودی وقتی جایی را نمی دیدم .......تو می دیدی بهترینهای وجودم را
هر گاه دستم کوتاه بود بالایم می بردی وبه من ایمان دادی چون ایمان داشتی
هستم تمام آنچه هستم....
چون دوستم داشتی
وبه من بال دادی وبه پروازم درآوردی
دستم را گرفتی می توانستم به آسمان دست بزنم
ایمانم گم شد ......بازش دادی
گفتی ستاره ای نیست که نتوان به آن رسید؛کنارم ایستادی ومن بلند بودم
عشق تو را داشتم تمامش را
قدر هر یک از روزهایی که به من بخشیدی می دانم
شاید آنقدر که باید نمی دانم ولی به این که می دانم یقین دارم
عشق تو رحمت بود
همیشه آنجا که نیازت داشتم حاضر بودی
باد مهربانی که مرا با خود می برد
بارقه ای که در تاریکی درخشش عشقت را به زندگی ام آورد
منشاء الهام من تو بودی
در ورای دروغ ها تو حقیقت داشتی
دنیای من مکانیست بهتر
به خاطر تو.............!
بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاه
بعضیها شعرشان كهنه است، فكرشان نو
بعضیها شعرشان نو است، فكرشان كهنه
بعضیها یك عمر زندگی میكنند برای رسیدن به زندگی
بعضیها زمینها را از خدا مجانی میگیرند و به بندگان خدا گران میفروشند
بعضیها حمال كتابند
بعضیها بقال كتابند
بعضیها انبارداركتابند
بعضیها كلكسیونر كتابند
بعضیها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به كیفشان و بعضی به كارشان
بعضیها اصلا قیمتی ندارند
بعضیها به درد آلبوم میخورند
بعضیها را باید قاب گرفت
بعضیها را باید بایگانی كرد
بعضیها را باید به آب انداخت
بعضیها هزار لایه دارند
بعضیها ارزششان به حساب بانكیشان است
بعضیها همرنگ جماعت میشوند ولی همفكر جماعت نه
بعضیها را همیشه در بانكها میبینی یا در بنگاهها
بعضیها در حسرت پول همیشه مریضند
بعضیها برای حفظ پول همیشه بیخوابند
بعضیها برای دیدن پول همیشه میخوابند
بعضیها برای پول همه كاره میشوند
بعضیها نان نامشان را میخورند
بعضیها نان جوانیشان را میخورند
بعضیها نان موی سفیدشان را میخورند
بعضیها نان پدرانشان را میخورند
بعضیها نان خشك و خالی میخورند
بعضیها اصلا نان نمیخورند
بعضیها با گلها صحبت میكنند
بعضیها با ستارهها رابطه دارند
بعضی ها صدای آب را ترجمه میكنند
بعضی ها صدای ملائك را میشنوند
بعضی ها صدای دل خود را هم نمیشنوند
بعضی ها حتی زحمت فكركردن را به خود نمیدهند
بعضی ها در تلاشند كه بیتفاوت باشند
بعضی ها فكر میكنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست
بعضی ها فكر میكنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست
بعضی ها برای سیگار كشیدنشان همه جا را ملك خصوصی خود میدانند
بعضی ها فكر میكنند پول مغز میآورد و بی پولی بی مغزی
بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر میكشند
بعضی ها ابتذال را با روشنفكری اشتباه میگیرند
بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها كه نمیكشند
بعضی ها یك درجه تند زندگی میكنند، بعضیها یك درجه كند
هیچكس بیدرجه نیست
بعضی ها حتی در تابستان هم سرما میخورند
بعضی ها در تمام زندگیشان نقش بازی میكنند
بعضی از آدمها فاصلة پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ
بعضی ها دنیایشان به اندازه یك محله است، بعضی به اندازه یك شهر، بعضی به اندازه كرة زمین و بعضی به وسعت كل هستی
بعضی ها به پز میگویند پرستیژ
خلاصه از این بعضی ها زیادن سعی کن از اون بعضی ها باشی که کم نمیارند وبه مطالب وبلاگ نظر میدن................![]()
![]()


بازم ببار اي آسمون شايد منم گريه كنم
بغض سكوت و بشكنم اشكم. به تو هديه كنم
نگاه نكن كه ساكتم دلم اسير سايه هاست
نگاه خستمو ببين كه لبريز از گلايه هاست
كوير خشك گونه ام اشكي به روي خود نديد
لبانم ز خنده دور شدن هيشكي كلامي نشنيد
يه عمره غم تو دلم نشسته بيرون نميره
لباي بي خنده من تو حسرت و غم ميميره
رفت و منو تنها گذاشت
روزو شبا يه عمره منو به بازي ميگيرن
ستاره هاي نقره اي تو دست ابرا اسيرن
اي آسمون تو هم ببار شايد يه كم سبك شي
گاه به بغض من نكن نگو به زودي پير ميشي
ديگه گذشت از من و دل شكوفه ها منتظرن
دشتاي سبز تو يه عمريه كه باريدن.

من سمیرا 21 سالمه از ارومیه هستم
اینجا رو به خاطر صداقت وقشنگیش دوست دارم
به خاطر همین از امیر خواستم که منم عضو کنه
امیدوارم از مطالب و اشعار من لذت ببرید
اخه من گاهی متن و شعر هم میگم
خلاصه اگه بشه منم تو این وبلاگ تحمل کنید....!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()