روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورودبه اتاق هتل ،متوجه ميشود كه
ان هتل به كامپيوتر مجهز است
. تصميم مي گيرد به همسرش ايميل بزند
.
نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود وبدون اينكه متوجه
شود نامه راميفرستد . در اين ضمن درگوشه اي ديگر از اين كره خاكي ،زني
كه تازه ازمراسم خاك سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فكركه
شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ
كامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چك كند.![]()
اما پس از خواندن اولين نامه غش ميكند و بر زمين مي افتد
. پسر او با هول
و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود ومادرش را بر نقش زمين ميبيند
ودرهمان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:![]()
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم![]()
مي دونم كه از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي
. راستش انها اينجا
كامپيوتر دارند
و هر كس به اينجا مي آيد ميتونه براي عزيزانش نامه
بفرسته . من همين دليل الان رسيدم و همه چيز را چك كردم . همه چيز
براي ورود تو رو به راهه . فردا مي بينمت .![]()
اميدوارم سفر توهم مثل سفر من بي خطر باشه
. واي چه قدر اينجا
گرمه ...
دادگاه رسمیست ...
متهم را به جایگاه بیاورید ...( متهم را به جایگاه آوردند )..
سوگند یاد کن به کتاب مقدس که همواره حقیقت را بگویی... سوگند یاد میکنم به نام عشق که هر چه به نام عشق باشد حقیقتی بیش نیست چرا که والاتر از آن نیافتم و خدا نیز عشقیست بزرگ ...
کیستی ؟ ... عاشقی کهنه کار ..
.جرمت ؟ .. دوست داشتن ...
همین ؟ ............ آری
جرمیست بس بزرگ دوست داشتن نامهربانی در این دنیای بی رحم و بی احساس ...
پس می پذیری ؟... چیزی برای انکار ندارم عشقم از هر ذره ی وجودم هویداست ...
مجازاتش کنید... اعدام .. ( چوبه ی سرد دار...معشوق و عاشق )
آخرین حرفت چیست ؟... سکوت... سکوت ... سکوت...
فریاد میکند : آمدم به نام عشق ... می روم به نام عشق شاید تو روزی بدانی راست گفتم آن روز زیر باران که گفنم :
مهربانم دوستت دارم

تو جاده عشق همراه من شد
دستم را گرفت،همسفر من شد
چشمهایش را دوخت به چشمهایم
از عشق و احساسش گفت برایم
باران مهرش بارید بر دلم
گل عشق شکوفه زد در وجود من
چه زیبا بود لحظات با تو بودن
ای همسفر خوب من
کاش خسته نمی شدی از راه
رها نمی کردی دستهایم را
تو نیستی و...
تنها خیال توست اینجا
رفتی و شکستی این دلم را
هنوزم عاشقم ای رفیق نیمه راه
حالا تنهایی،توی جاده عشق
بدون تو...
نمی دانم رهسپار کجام![]()
سال جديد بر ايرانيان عزيز
مبارك باد
اينم يه سفره هفتسين در خليج
نيلگون همیشه فارس

اينم نمونه اي از سفره هفتسين ايرانيان
از افتخاراتم ايراني بودنم است

و اين هم يك بانوي اصيل ايراني با لباس هاي
اصيل
اينم يه تاريخچه كوتاه از عيد باستاني ايرانيان
تاريخ مراسم باشکوه عيد نوروز به جمشيد شاه بازمي گردد. او که در زمان سلطنت در آباداني ِ ايران و آسايش خاطر ِ مردم از هجوم بيگانگان ، نقش بسياري داشت.
اين گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهاي زرتشت نامي برده نشده و تنها در يکي از يشتها بنام فروردين يشت ، ذکر و ستايش اين گاه نگاشته شده ) پس از جمشيد شاه سال به سال بر اهميت و فراگيري آن افزوده شد.
در زمان هخامنشيان و ساسانيان نوروز بعنوان سنتي فراگير و بسيار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه هاي مردم عامه ( نه فقط زرتشتيان ) اجرا مي شده.
با ورود فرهنگ اسلامي و تطبيق فرهنگ ايران ِ زرتشتي با اسلام ، برداشتهاي اسلامي از سنتهاي ايراني از جمله نوروز صورت گرفت. از آنجمله از زبان و قلم انديشمندان اسلامي رفت که : خداوند حضرت آدم را در اول فروردين آفريد و پيامبر گرامي اسلام ، حضرت علي (ع) را در اين روز در دشت غديرخم به امامت و ولايت معرفي کرد و ...
به اين ترتيب نوروز و صدها سنت اصيل ايراني به مدد فرهنگ تطبيقي خاص ايران به سنتهاي اسلامي وارد شد.
اسطوره ها ، رسوم و فلسفه ي آنها :
نياز به تولدي دوباره ، پاک شدن از آلودگي ها و اشتباهات ِ گذشته و شروع ِ يک زندگي ِ نو در وجود آيين زرتشت و ايران ِ باستان بصورت اعتقاد به يک نقطه عطف خاص يعني آفرينش متمرکز شده است.
طبيعت پس از گذران ِ دوره اي سرد و بي محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفريده مي شود. ( در اسلام و همچنين عرفان ِ اسلامي موضوع خلق مدام ، منطبق با اين عقايد ايران باستان است ) انسان نيز بايد بعنوان يکي از مخلوقين ِ الهي سعي کند همراه طبيعت به رستاخيز برخيزد.
ماه فروردين را ماه ِ فَروَهَرها يا فَروَشي ها مي نامند. و آن عيد اموات است. درين ماه بدليل رستاخيز ( نو شدن ِ موقت دنيا ) پرده ي ميان زنده گان و مردگان به کناري رفته و ارواح ِ نيک ِ درگذشتگان به ملاقات ِ زندگان مي شتابند. رسم معروف قاشق زني ، نيز از همين اعتقاد نشات مي گيرد. ارواح ِ نيک بصورت افرادي که رويشان پوشيده ست به پشت در خانه هاي زنده ها آمده و زنده ها نيز به آنان به رسم يادبود و برکت هديه اي مي دهند. و نيز تميز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحويل سال براي رضايت خاطر و هدايتِ فرورها ست.
در روز ابتداي فروردين ، که بنام ِ پاک و برکت دهنده ي اهورامزدا( خداي پاک ) مزين شده است ، خورشيد وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفريده مي شود.
ايرانيان قديم براي استقبال از سبزي ِ بهاران ، 25 روز مانده به فروردين بر 12 ستون ِ خشتي يا سنگي سبزه مي کاشتند. ( 12 ستون ، اشاره به اعتقاد ِ کهن ِ قرار گرفتن ِ جهان بر روي 12 ستون )
ششمين روز ِ فروردين که بنا به نظرات بسياري محققان و موبدان زرتشتي ، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است ، به نوروز ِ بزرگ معروف است. (آورده اند که در بامداد ِ آن روز به کوه ِ بوشنج شخص ِ خاموشي که دسته اي از گياهان ِ خوشبو در دست دارد ساعتي نمايان است ، سپس پنهان مي شود و تا سال ِ ديگر در همين هنگام ديگر نمايان نمي گردد.)
و نيز :
در اين روز مردم به يکديگر آب مي پاشند و دليل ِ آن همان خود شستن و پاکيزگي ست.
پارسيان در تمامي روزهاي فروردين خانه هاي خود را چراغاني کرده و چوبهاي خوشبو مي سوزانند و شمع ها را روشن نگاه مي دارند.
خوانچه اي پهن مي کنند که بر آن هفت چيز که نامشان با حرف ِ سين شروع شده باشد مي گذارند (هفت سين). مانند :
سبزه : نمودار ِ گلهاي زيبا و زينتي ، سرسبزي و خرمي .
سيب : ميوه اي بهشتي و نماد ِ زايش .
سمنو : از جوانه ي گندم ، نمود رويش و برکت .
سنجد : بوي برگ و شکوفه ي آن محرک ِ عشق و دلباختگي ست.
سكه : نشانه بركت در سفره ايرانيان
سماق : نمودار طراوت و تازگي و نعمت هاي فراوان است
آينه و شمع بر سر سفره هفت سين نيز نماد ِ نور و روشنايي و شفافيت است.
معمولا تخم مرغ نيز بر سر سفره ي هفت سين هست که نماد ِ نطفه و باروري و زايش است. نيز در اساطير ِ ايران ، جهان ، تخم مرغي شکل است ، آسمان چون پوسته ي تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمين است.
ماهي:ِ زنده نيز نماد سرزندگي و شادابي ست.

و اين هم تصاويري از هفت (سين)زيبا در سفره مقدس عيد باستاني
سبزه
سيب
سنجد

سمنو
سكه
سماق

سير

آينه 
ماهي
اين هم قرآن كريم
سال نو مبارك

سلام ![]()
میدونم دلتون برای من تنگ شده بود ![]()
دلتنگی تموم شد من اومدم گلم ![]()
خیلی دیگه خودمو تحویل گرفتم ![]()

مثل اون موج صبوری که وفا داره به دریا
تو مهی مثل حقیقت مهربونی مثه رویا
چقدر تازه و پاکی مثه یاس های تو باغچه
مثل اون دیوان حافظ که نشسته لب تاغچه
تو مثه اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
مثل اون حرفی که ناگفته می مونه دم اخر
تو مثه بارون عشقی روی تنهایی شاعر
تو همون ابی که رسمه بریزن پشت مسافر
مثه برق دو تا چشمی توی یک قاب شکسته
مثه پرواز واثه قلبی که یکی بالاشو بسته
مثه اون مهمون خوبی که میاد اخر هفته
مثل اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته
مثل پاییزی ولیکن پوری از گلهای پونه
مثل اون قولی که دادی گفتی یادش نمی مونه
تو مثه چشمه ابی واسه تشنه تو بیابون
مثل یه اشنا تو غربت واسه یه عاشق مجنون
تو مثل یه سرپناهی واسه عابر قریبه
مثه چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیب
چشه چشای نازت مثه اشک من زلال
مثه زندگی تو ابرا بودنت با من محاله
یه روزی بیا تو خوابم بشو شکل یک ستاره
توی خواب دختری که هیچ کس و جز تو نداره
تو یه عمره میدرخشی توی قاب عکس خالی
اما من چشمامو دوختم به گلهای سرخ قالی
تو مثه بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا
بیخبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها
تو مثل دفتر مشقم پر خطهای عجیبی
مثل شاگردای اول کمی مغرورو نجیبی
دل تو یه اسمون دل تنگ من زمینی
میدونم عوض نمیشی تو خودت گفتی همینی
تو مثل اون کسی هستی که میره واسه همیشه
التماسش میکنم که بمون تو میگی نمیشه
مثل یه تولدی تو مثل تقدیر مثل قسمت
مثل الماسی که هیچکس واسه اون نذاشته قیمت............
مثل نذر بچه هایی مثل التماس گلدون مثل ابتدای راهی
مثل آینه مثل شعمدون
مثل قصه های زیبا پری از خوابهای رنگی
حیف که پیشم نمونن چشمای به این قشنگی
پر نازی مثل لیلی پر شعری مثل نیما
دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا
بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد
دید یارش داره می میره موندشو صرف نظر کرد
سیر تکامل پسرها
سن 14 سالگی : تازه توی این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی
سن 15 سالگی : یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون می یاد
سن 16 سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن
سن 17 سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول می خوندن
سن 18 سالگی : هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن ... آخ آخ ...آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز میشن ... ابی گوش میدن
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست می خورن ...ستار گوش میدن که نفهمن چی شده
سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل می شن
سن 22 سالگی : نه می فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال یه آدم حسابی می گردن
سن 23 سالگی : یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن ... دیدشون عوض می شه
سن 24 سالگی : نه... اون با یه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگی : عشق سیخی چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی : این یکی دیگه همونیه که همهء عمر می خواستم ... افتخار میدین غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگی : آخیش
سن 28 سالگی : کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم
ريشه تاريخي کلمات
بر زن: بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني
راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ (مرد)
ظنين : در متون تاريخي به صورت زنين آمده است ، جمع مکسر زن ، زنها
زنجان : سرور ، همان زن است به شيوه صميمانه ، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند
نازنين : مرد ، نا+زن+اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوع فحش رکيک ، عبارتي براي تحقير جنس دوم مرزنگوش : کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود :
1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند.
2. زني که گوش مردش را مي کشد.
3. مردي که گوش زنش گوشواره مي کند.
4. ...
زنگوله : مرد خرفت ، هر مردي ، يکي از کساني که زنها به راحتي گولشان مي زنند.
زنبيل : نيروي امنيتي اجتماعات زنانه ، زني که با بيل دفاع مي کند
کف زن : زن کار درست ، خانمي که همه را در کف مي گذارد.
زنبور : ترجمه تحت الفظي لغات در زبان انگليسي
زندان انفرادي الکترونيک : پشت ميز کامیپوتر حاوي ياهو مسنجر

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اون كه فقط دلم مي خوات منو ببخش
منو ببخش اگه شبها ستاره ها رو مي شمارم
منو ببخش اگه بهت خيلي ميگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم
منو ببخش اگه شبها فقط تو رو خواب مي بينم
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اون كه فقط دلم مي خوات منو ببخش
منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم
تو يك فرشته اي و من خيلي باشم يك آدمم
منو ببخش اگه برات مي ميرم و زنده مي شم
اگه با دیوونه گی هام ژیش تو شرمنده میشم
منو ببخش اگه همش مي سپارمت دسته خدا
اگه پيش غريبه ها به جاي تو مي گم شما
منو ببخش من نمي خوام تو رو به ماه نشون بدن
نشوني تو نه به شب و نه دسته آسمون بدن
منو ببخش اگه ميخوام تو رو فقط واسه خودم
ببخش اگه كمم ولي.....
زيادي عاشقت شدم
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد
منو ببخشاگه تويي اون كه فقط دلم مي خوات منو ببخش
....::!! خدا حا فظ !!::..
خدا حافظ همین حالا همین حالا که من تنهام
خدا حافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خدا حافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
....
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست
نه انکه میشه باور کرد دو باره آخر جادست
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رو یا ها
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ همین حالا
*** قبل از خوندن اين مطلب بگم که همش جنبه ي طنز داره ! يه وقت به سرتون نزنه ازين کارها کنين!
= سر امتحان جواب سوالها رو جابجا به دوستتون بدين!
= در ابتداي جلسه ي امتحان تستي وقتي هنوز همه مشغول جواب دادن به سوالهاي اول هستند به استاد بگيد :ببخشيد ! جواب سوال 17 بين گزينه ها نيست!
= وقتي ميخواهيد TV رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه برق از سه فازش بپره!
= اگر مي خواهيد از يک زوج جوان که در پارک درخواست انداختن يک عکس يادگاري رو از شما کردند عکس بگيريد کمي هم انگشتتان را در کادر دوربين قرار دهيد تا آن دو هرچه عمر دارند به ياد شما هم باشند...
= ساعت 3:30 صبح به دوستتون sms بزنيد و بگيد : account داري؟!
= وارد يک بوتيک بشيد وقتي همه ي لباس هاي گران قيمت رو پرو کرديد بگيد: خب! بگو ببينم جوراب ارزون چي داري؟! (اينجانب اين کارو با ادکلن ها انجام دادم! امتحان کنيد! ضرر نمي کنيد....فقط هر چي شد به پاي خودتون!)
= قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد...
= يک نخ سيگار بخريد و بزاريد تو جيب پيراهنتون طوري که تابلو باشه و بريد پيش باباتون درخواست پول کنيد(قابل توجه آقايون!)
= وقتي دوستتون يک GLX متاليک با رينگ اسپورت خريد بهش بگيد بابا اي ول! عجب آردي خفني رديف کردي...اگه هم خون گوسفند قرباني ماليده بود بهش بگيد : ميگم گوجه هم خوب ارزون شده ها...
= چند عدد مو در دهان خود بگذاريد و سر سفره وقتي همه مشغول خوردن قورمه سبزي هستند با حالت فجيعي مو ها را از دهان خود در آوريد و بگوييد اين موها لاي گوشت ها و برنج چه ميکنند؟؟؟! بعد با حالت فجيع تري غذاي جويده شده را با مو گوشه ي سفره بگذاريد طوري که همه ببينند!
= وقتکنيد؟!ي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد!
= و وقتي سر کلاس بانگ رحيل خسته نباشيد همراه با صداي بستن کيف و کتاب بلند شد بگيد :ببخشيد استاد! ميشه اين مسئله رو حل
۱۰ راه کار
۱- از سایر آقایون جلوشون تعریف کنید . ![]()
۲- هیچ وقت بهشون زنگ نزنید . ![]()
۳-بهشون بگید خواستگارای زیادی داشتید و دارید .![]()
۴- حرفاشونو به ... حساب نکنید .![]()
۵- فرت و فرت از موقعیت های قبلیتون تعریف کنید .![]()
۶-وقتی می خوان راهنمایی تون کنن ٫ خوب گوش کنید بعد در آخر بگید : ای بابا من که همه اینها رو می دونستم ٫ فکر کردم حالا چی می خوای بگی . ![]()
۷-باهاشون قرار بزارید و سر قرار نرید ٫ و یا برید و از دور نگاهش کنید و از الاف شدنشون لذت ببرید. ![]()
۸-اگه از خودشون تعریف کردند ٫ تو چشماشون زل بزنید و طوری پوزخند بزنید که بفهمه باور نکردید ( البته حق دارید باور نکنید ). ![]()
۹-اگه بهتون هدیه ای داد ٫ بهشون بگید که: بی ـ اف قبلیتون گرونترشو خریده بود فکر کنم اون بیشتر منو دوست داره . ![]()
۱۰-در هنگام دیدن آقایون با شکم بزرگ بهشون بگید : لگد هم می زنه ؟ ![]()

چشمانش پراز اشک بود به من نگاه کرد و گفت: فقط امروز
برای مدت زیادی از برم می روی بگو که دوستت دارم به چشمانش
خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم وبر لبانش بوسه ای
زدم اما نگفتم که دوستش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال
شد که خود رابه آغوش من انداخت وسرش را بر روی سینه ام فشرد و
گفت امروز بگو دوستم داری دستهای سفیدو بلندش راگرفتم اما باز
نگفتم که دوستش دارم.ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چندشاخه
گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم
به من گفت:بگو که دوستم داری می ترسم که دیگر هیچوقت این کلمه
را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم و رفتم. وقتی که آن
روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود
وحشت زده و حیران
پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوستش دارم فریاد زدم :
بخدا دوستت دارم اما !!!!!!!!
( طنز )
1- روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.
2- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!
3-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!
4-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.
5-روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا
6-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!
7-روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟
8-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.
9-روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.
10-روش شهرستانی:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.
این مطلب فقط طنز است و هیچ ارزش قانونی ندارد .![]()
مردها شبیه ... هستند ! (طنز) ![]()
مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد ![]()
: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد ![]()
: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند ![]()
: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني ![]()
: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند ![]()
: مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم ![]()
: مردها مثل « ذرت بو داده »هستند
. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند ![]()
: مردها مثل « باران بهاري » هستند
. هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود ![]()
: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان ![]()
: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند ![]()
: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد.![]()

میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و ویرانه خویش
میبرم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
میبرم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید محال
میبرم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
|
تو+ عشق = زندگی زندگی+ تو = آرامش من- تو = دیوونگی عشق+ دیوونگی = تو زندگی- تو = مرگ |
|


گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست
امید....
رگباری از نگاه
از چشمانت شلیک شد
و چشمان من
زخم خوده ی سربهای آتشین !
اندکی بعد
در کنار شومینه ی حضورت گرم شدم
دستهایم
در پرنیان دستهایت نشست
امید را دست یافته بودیم
موج شادی و گل لبخند
در همهمه ی عشق گم شده بود
و در حصاره احساس ٫ مدفون ...
که با صدای رعد
از خواب پریدم !!!
یک تست روانشناسی است که توسط زیگمون فرید طراحی شده . فرید
یکی از بارزترین شخصیت های علمی قرن بیستم است. او به عنوان
پدر علم روان تحلیل گری شناخته می شود .
فرض کنید درخانه هستید و پنج کار به طور همزمان پیش میاد .
۱- تلفن زنگ میزنه .
۲- بچه تان گریه میکنه .
۳- یکی داره در خونه رو میزنه و صداتون میکنه .
۴- لباسها و بیرون پهن کردین و بارون میگیره .
۵- شیر آب رو در آشپزخانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.
خب با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها رو انجام می دین ٫ یعنی از
شماره ۱ تا ۵ رو با چه اولویتی انجام می دین ؟ ![]()
۱- زنگ تلفن ٫ نشونه شغل و کاره شماست .
۲- گریه بچه ٫ نشون دهنده خانواده شماست .
۳- زنگ در خونه ٫ نشون دهنده دوستان شماست .
۴- لباسها ٫ نشون دهنده پول هست .
۵- سر رفتن آب ٫ نشون دهنده میل به زنان است.
چه طور آدمی هستی؟ راستشو بگو !!
.
نگاه آخـرت راقاب می گیرم
سراغ رویت از مهتاب می گیرم
اگر گم کردمت در باغ رویاها
دوباره دامنت در خواب می گیرم
اومدم بگم دارم میرم ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
البته به مدت کوتاه گلم ![]()
به علت فوت عموی عزیزم چند وقتی نیستم .
با عرض معذرت .
کهنه فروش داد میزنه:
اسباب کهنه می خریم ...........
چراغ شکسته می خریم ........
بی اختیار داد زدم :
کهنه فروش قلب شکسته می خری؟
اگه امروز ٫ روزه آخره زندگیت باشه چی کار میکنی ؟![]()
البته خدا نکنه انشاالله ۱۲۰ سال عمر کنید .
ولی خوب روزه آخره دیگه ... !!!!!!![]()
ای کاش بودی...!
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ...
به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ...
مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ...
آفتابي شه ...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ...
كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ...
بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده...
امشب براي مرگ آرزوهايم لباس سياه پوشيده ام ...
كاش امشب كسي براي عرض تسليت به خانه دلم مي آمد...
كاش امشب تو بودي و دلداري ام ميدادي و دفتر كال آرزوهايم را ورق ميزدي ...
ای کاش بودی و جواب این دل بهانه گیرم را می دادی!
ساده لوح
وقتی که اصلاً عشقی نبود
چنان چشمانت را در چشمانم دوختی
که عشق هاله ای شد به دورمان
و فقط یک راه مــانـد!
ومـــن آن را پیمـــودم !
ومــانــــدم
مثل لیلی ای سوار بر اسب سپید
که عشق را ٫ می فـهـمـید !
و تــاخـــتــم
وقتی به آن سوی چشمانت رسیدم
دریافـتم ! که نـابـیـنایـی بودی !
که بی هدف به من می نگریستی ...
و مــــن !!!
چه آسان شکستم !
چند بار با خودت خلوت کردی ...؟؟؟؟؟؟
تا حالا شده تو تنهایی بشینیم فکر کنیم تا حالا دل چند نفر رو شکستیم ؟( فکر کن )
آره همین الان.
باعث ناراحتی چند نفر شدیم ؟![]()
بیا یک بار هم که شده دیگه به خودمون دروغ نگیم ؟ حتی برای یک بار هم که شده با خودمون روراست باشیم .
سخته
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا این کارو کردیم
؟ حق طرف این بود
؟ الان پشیمونیم؟
اگه بخوای یک نامه از ته دلت براش بنویسی . دوست داری چی براش بنویسی ؟؟؟؟؟ شاید حرفهایی بوده که نتونستی بهش بگی حالا بنویس به امید روزی که خودش نامه تو رو بخونه![]()
سلام...
الان که این نامه رو میخونی من ...
( نامه را در نظر خواهی بنویسید )

الو ... الو... سلام
کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟
پس چرا کسي جواب نميده؟
يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...
هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .
صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا
باهام حرف بزنه گريه ميکنما...
بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛
بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟
نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.
مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...
خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.
کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ...
بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...
کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.....
دوستت دارم بخاطر اینکه همیشه در احتراق چشم تو شکوهمندی خورشید را نظاره گرم .
ای که از چشمان نجیب و آهونه ات طوفان سر ریز می کند و ای که دریا با وسعت و شکوه اساطیری در آستانه قلبت چون برکه کوچک است ...
دوستت دارم
با تو بوده ام
همیشه و در همه جا
با تو نفس کشیده ام با چشمان تو دیده ام
مر از تو گریزی نیست
چنان که جسم را از روح!
و زمین را از آسمان
و درخت را از آفتاب
تو دلیل حیات من بودی و هستی
و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام
علت بودن من تو هستی
پاسخ من به آغاز پایان زندگی این است :
(( همیشه با تو ))![]()
نگاه جانسوز تو میان باران
وجودم را شست و دلم را دزدید
امواج عشق خفه ات کرده بود
و
محبت هدیه می کرد تپشهای تند قلبت
دستهای پر از احتیاج
چشمانت منتظر
و نگاهت ملتمس !
خواستم سبدی از عشق
پیشکشت کنم
که ناگهان ...
کارگردان گفت :
کات
فیلمنامه عوض شده ! ![]()

اين فصل را با من بخوان باقي فسانه ست
اين فصل را بسيار خوانده ام، عاشقانه ست
سلام به دوستاي عزيزم![]()
من يکـتــا . عضو جديد وبلاگ، 20 ساله از تهران، دانشجوي روانشناسي هستم
خيلي خوشحالم از اينکه میتونم به کمک وبلاگ کنار شما دوستان عزيزم باشم
----------------------------------------------------------
از اونجایی که من ترم 3 روانشناسی هستم و 2ترم رو مشروط شدم میتونید روی من حساب کنید و مشکلات تون رو مطرح کنید خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم ----------------------------------------------------------![]()
کدامين شاخه گل خوشبو را مي توانم تقديمت کنم
در حاليکه عطر وجودت خوشبوتر از تمامي گلهاست.
از اميـر گلم تشکر ميکنم از اينکه منو به کلبه عشق دعوت کرد
با آرزوي موفقيت براي همه اعضای گل وبلاگ![]()