
تصور کردنت ساده است.
به هر شکل که خودم میخوام.به شکل یه آشنای دور یا شکل یه دوست نزدیک.
تصورت میکنم توی یه لباس سفید.سبزی چشم های قشنگت بیشتر به چشم هام میاد.
چقدر ساده و چه صمیمی!
می تونم هر چقدر میخوام نگاهت کنم و تو همونطور زیبا و دوست داشتنی بدون کوچکترین حرکتی بی اجازه ی من به من زل زدی.
می تونم هر قدر که دوست دارم بهت بگم دوست دارم!
این دوستت دارم ها رو مدتی هست که دارم با خودم یدک می کشم.مثل یه امانتی که منتظرم یه روز به صاحبش برسونم.
چقدر توی خیال قشنگ تری!زیبا و معصوم!
حتی در حد یک نگاه!
توی نگاهت همه چیزم رو می بازم...
راستی چرا توی دنیای به این بزرگی تو شدی گمشده ام؟!
پیدا کردنت خیلی سخت بود برام.اما حالا واسه همیشه دارمت!
چقدر نزدیکی به من و چقدر دور!
چقدر دوست داشتنی و چه دست نیافتنی!