
تو جاده عشق همراه من شد
دستم را گرفت،همسفر من شد
چشمهایش را دوخت به چشمهایم
از عشق و احساسش گفت برایم
باران مهرش بارید بر دلم
گل عشق شکوفه زد در وجود من
چه زیبا بود لحظات با تو بودن
ای همسفر خوب من
کاش خسته نمی شدی از راه
رها نمی کردی دستهایم را
تو نیستی و...
تنها خیال توست اینجا
رفتی و شکستی این دلم را
هنوزم عاشقم ای رفیق نیمه راه
حالا تنهایی،توی جاده عشق
بدون تو...
نمی دانم رهسپار کجام![]()